درود
چند روزیه درگیر امتحاناتم و مثلا نشستم دارم درس میخونم ...
شبا که تا ساعت یک و نیم دو سر کارم روزا هم که خواب و ...چند صفحه ای درس...
امروز داشتم کتابمو ورق میزدم دیدم گوشه اش یه جمله ای یاد داشت کردم .
یه حرف جالبی که استادمون گفته بو د ومن خوشم اومد و....
فکر کردم بهتره اینجا بنویسم تا بقیه ...
اول لازمه بگم داشتم کتاب مکانیک خاکم رو میخوندم و موضوع خاک رس بود.
استاد ما همیشه از پیچیدگی خاک رس میگه و اینکه شناختن رس خیلی کار دشواریه
هم از لحاظ ساختار فیزیکی وهم رفتارش هنگامی که رطوبت بهش برسه و میگه
کلا رس خیلی مرموزه و بعدش به شوخی می گه مثل آدما !
حالا چیزی که من خوشم اومده بود و یاد داشت کرده بودم اینه که استاد میگفت
" خداوند انسان رو از خاک آفرید و حتما جنس اون خاک رس بوده
چون بین پیچیدگی انسان و رس شباهت های زیادی وجود داره ..."
حالا صحیح یا غلط بودن موضوع رو کار ندارم ...
اما واقعا چرا بعضی آدما پیچیده و مر موز هستند و برخی دیگه ساده و زود باور ...
به امید فردایی شاد اما روشن...!
درود...
همراهان نا پیدای من. !
نمی دانم، نمی دانم و نمی دانم را خوب میدانم.
چرا که همیشه آخرش به همین نمی دانم می رسم...
شاید گرفتاری و کار و زندگی و درس و ... همه و همه بهونه هایی باشند برای ننوشتن ، اما هر فکری این بهانه ها را نمی پذیره .
تقریبا یک ماه قبل ، یعنی 18 اردیبهشت سالروز تولد من بود. یعنی بیست و چهار تا18 اردیبهشت قبل من پا به این کره خاکی گذاشتم. گفتم من،! راستش خودمم نمی دونم این من کیه ، چیه ، کجاست ،و هزار تا سوال دیگه اما میدونم احمد صدام میکنن.
مثل بقیه آدما راه می رم، حرف می زنم، لباس می پوشم وزندگی می کنم.و.... ولی خیلی هاشون رو قبول ندارم.
اما از وقتی خودمو شناختم .اینجوری بهم یاد دادن، مجبور کردن که اینجوری باشیم.البته همه اینجوری هستیم .
و اگه یه ذره بخوایم خودمون باشیم و اون طوری که دلمون می خواد بپوشیمو راه بریم و... اون موقع یه مارکی بهمون می چسبونن یه جورایی بهمون نگاه می کنن که....
بی خیال ، ما برا خودمون زندگی می کنیم ، پس هر کی هر طور دوست داره فکر کنه....