كودكي ها
به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
مادرش پرسيد
دعوا كردي باز؟
پدرش گفت
و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود...
امیدوارم خوشتون بیاد
بدرود...!
دوست داشتم خیلی قشنگ تر از این بنویسم (عید سعید فطر مبارک).
اما دلم گرفت
شونه هام دارن از سنگینی سکوت خورد می شن اما حتی کوچیکترین ستاره ئ تو آسمون هم
نمی خواد صداشو بشنوه
باشه مهم نیست .....
دلم میخواد برم یه جا فریاد بزنم بگم بابا .....
اما ول کن چه فریادی بلند تر و قشنگ تر از سکوت.
بدرود...!
درود ....
اول از همه شهادت حضرت امیر رو به تمام ساکنان زمین تسلیت میگم .
بعدشم به همه اونایی که تونستن تو این شبا ، (شبای احیا) کمی از خودشونو پیدا کنن التماس دعا میگم.
نمی دونم چرا هرچه تلاش میکنم تا عشق رو بشناسم . بیشتر نمیشناسمش.
البته این مال خیلی وقته ها ! ، برا همین همیشه وقتی کتابی یا مجله ای چیزی میخونم . مطالبی که راجع به عشق نوشته رو توی یه دفترچه جدا یاد داشت میکنم .
پیش خودم گفتم بهتره اینجا بنویسمشون تا دوستای خوبی که به من سر میزنن هم بخونن. البته مطالب زیادن برا همین نمیشه همشونو یه دفعه نوشت برا همین ممکنه ماه ها طول بکشه ...
امشب یکی از سوالهایی که یه خبر نگار از دکتر اسلامی ندوشن پرسیده رو مینویسم که فکر میکنم مال 30 یا 40 سال قبل باشه ...
سوال: به نظر شما آیا عشق ازتن خواهی مفهوم واحدی دارند؟
جواب: گویا منظور شما از «تن خواهی» میل جسمانی باشد، بدیهی است که رابطهء عاشقانه ی بین زن ومرد، نمیتواند انگیزه جسمانی نداشته باشد.
بدن به همان اندازه اهمیت دارد که روح، یکی بدون دیگری موجودیت پیدا نمی کند.
هر عشق مایه ای از خواهش در خود دارد، این خواهش هنگامی که تلطیف شد عنوان عشق بر آن نهاده میشود.
در شهوت ، گرایش تنها به سوی جسم است ، اما در عشق مجموع جسم وروح پای به میان می نهند .
به طور کلی عشق نوعی انتخاب است.
به کسی معشوق میگویم که او را از میان دیگران برگزیده باشیم.
و هنگامی در حالت عشق هستیم که تصور کنیم که این معشوق ما را از همه کسان دیگر بی نیاز می دارد.
آنچه معشوق را در چشم ما از دیگران متمایز می کند . مجموع وجود اوست ، هم تن و هم روح او!
*****
من عین مطلب رو براتون نوشتم . دیگه بقیه اش با خودتون.
راستی نتیجه اش رو به من هم بگین ....(افکارو میگما)
بدرود....![]()
درود...
چند روزیه سرم شلوغه به این دنیا هم دسترسی ندا شتم . البته منظورم اینترنه ها (دنیای مجازی)...
ماه رمضون هم دیگه به نصفه هاش رسیده و چشم به هم بزنیم تموم شده
خوش به حال اونایی که بتونن قسمت کمی از خودشونو بشناسن و حتی یه قدم به خودشون نزدیک تر بشن....
دانشگاه هم که دیگه کم کم میخواد شروع بشه و باید خودمون رو آماده کنیم البته برا رشته ی ما که تعطیلی معنا نداره اما خوب ترم جدید و واحدای جدید اساتید جدید و...
امشب داشتم کتاب خونه ام رو مرتب میکردم . لای یکی از کتابام یه ورق کاغذ رو دیدم که روش یه جمله ی جالبی یادداشت شده بود.
برام جالب بود برا همین نوشتم تا همه بخوننش...
شکسپیر میگه :
فراموش کن چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری و بدست بیار چیزی رو که میتونی فراموش کنی ،
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی....
خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد..!
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری....!
خیانت می تواند جاری کردن اشک در چشمان معصوم باشد.
بدرود...![]()