طرف ِ ما شب نيست
صدا با سکوت آشتي نميکند
کلمات انتظار ميکشند
من با تو تنها نيستم، هيچکس با هيچکس تنها نيست
شب از ستارهها تنهاتر است...
□
طرف ِ ما شب نيست
چخماقها کنار ِ فتيله بيطاقتاند
خشم ِ کوچه در مُشت ِ توست
در لبان ِ تو، شعر ِ روشن صيقل ميخورد
من تو را دوست ميدارم، و شب از ظلمت ِ خود وحشت ميکند.
امروز تقریبا ۸+۱ ماه از خدمت مقدددس سربازززی هم گذشت. و چون میگذرد....
به اندازه تمامی روزهای ننوشتنم حرف دارم. شاید به اندازه تمامی حرف های نزده ام....
اما....
مرخصی هم تا ۲-۳روز دیگه تموم میشه و باید برگردم....
بیایید قدری برای هم دعا کنیم...
بدرود...!


